لبخند
گفتمش دل می خری گفتا به چند
گفتمش دل مال تو لختی بخند
خنده کرد و دل ز دستانم ربود
گفتمش دل مال تو لختی بخند
خنده کرد و دل ز دستانم ربود
تا به خود باز آمدم او رفته بود
رد پایش روی دل جامانده بود
(شاعرش رو نمی شناسم)
+ نوشته شده در شنبه هجدهم آبان ۱۳۸۷ ساعت 8:36 توسط مرضیه الهی نیا
|