بندگی
يه بار از دكتر سروش (فكر كنم) درمورد بندگي شنيدم. مي گفت كه اغلب آدم ها بندگي نمي كنند و دين را نه براي اطاعت پروردگار بلكه براي سامان دادن به زندگي دنياييشون مي خواهند. مثلا كارهاي مذهبي يا ديني كه ما مي كنيم مثل اينكه به اماكن متبركه يا مراسم مذهبي مي رويم و اغلب هدفمون حاجت گرفتنه. روزه مي گيريم و مدام در مورد اثار روزه بر سلامت بدن باهم حرف مي زنيم يا به همديگه مي گيم نماز بخون آروم مي شي. ياد خدا هم كه به درد استرسها و سر در گمي هاي هر روزه مان مي خوره. كمتر به فكر اطاعت از فرمان خدا هستيم.
خودمون رو كسي مي دونيم و برخوردهامون برخوردهاي دو تا بنده باهم نيست. بيشتر فكر مي كنيم خودمون مركزهستي هستيم!
ما نبوديم و تقاضامان نبود-لطف او ناگفته ما مي شنود
اطاعت از رب، كسي كه ما را به وجود آورده و تربيت كرد! بندگي كردن! هميشه فكرمي كنم چطوري؟
همه اينا كهگفتم تذكربه خودم بود به صورت بلند بلند!!!!!!!!!!![]()
![]()
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم شهریور ۱۳۸۷ ساعت 17:20 توسط مرضیه الهی نیا
|
