این روزها که می گذرد
من روزهای پرکار را دوست دارم روزهایی که وقتی برای تلف کردن نداشته باشم. هر چند گاهی بی حوصله می شوم و به خصوص حامد را حسابی اذیت می کنم!!! اهر چند از دوستانم بی خبر می مانم و از کتابهایم جدا می افتم و صندوق ایمیلم آن قدر پر می شود که دیگر نمی شود سر چند دقیقه چکش کنی.
اما من روزهای پر کار را دوست دارم و گاهی که خوب فکرش را می کنم کی بینم که گاهی کارهایم را عمدا عقب می اندازم تا جمع شوند و ... روزهای پر کار!
راستی فکر می کنم خاطرات زندان تموم شده باشه. از همه کسانی که تعقیبش می کردن متشکرم![]()
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم مهر ۱۳۸۸ ساعت 9:3 توسط مرضیه الهی نیا
|