پااااااااااااییز

آسمانش را گرفته تنگ در آغوش
ابر؛ با آن پوستین سرد نمناکش
باغ بی‌برگی، روز و شب تنهاست،
با سکوت پاک غمناکش

ساز او باران، سرودش باد
جامه‌اش شولای عریانی‌ست
ور جز اینش جامه‌ای باید،
بافته بس شعله ی زر تارِپودش باد
گو بروید، یا نروید، هرچه در هرجا که خواهد، یا نمی‌خواهد
باغبان و رهگذاری نیست
باغ نومیدان،
چشم در راه بهاری نیست

گر زچشمش پرتو گرمی نمی‌تابد،
ور به رویش برگ لبخندی نمی روید،
باغ بی‌برگی که می‌گوید که زیبا نیست؟
داستان از میوه‌های سر به گردونسای اینک خفته در تابوت
پست خاک می گوید


باغ بی‌برگی
خنده اش خونیست اشک آمیز
جاودان بر اسب یال افشان زردش می‌چمد در آن
پادشاه فصلها، پاییز.


از : مهدی اخوان ثالث

هدی

از هدی می پرسم که توی مدرسه با کی دوستی؟ می گه با همه. می گم کدومشون رو از همه بیشتر دوست داری؟ فکر می کنه و بعد می گه اسم آمریکاییش رو بگم؟ می گم آره باز هم یه کم بکر می کنه و می گه ایزابلا (اگه درست یادم مونده باشه)

شاید هدی هنوز نمی دونه که نباید اسمها رو ترجمه کرد شایدم فکر می کنه عمه خنگش نمی تونه اسم انگلیسی دوست عزیزش رو بفهمه!!!

 

رویا

کشیدن رویای منه و چیزیه که به من امید زندگی میده.

 ۸/۸/۸۸ زهرا پاینده عزیز گفت یادته همش نقاشی می کشیدی و درس گوش نمی دادی؟!!! یادم بود ولی اون وقت ها فکر می کردم که دارم هر دو کار را همزمان انجام می دم.

یه وقتی هم سر کلاس مدار منطقی دکتر شنبه زاده آذرنوش یه نگاه به جزوه ام که پر از کاریکاتور استاد بود انداخت و در گوشم گفت: "من مطمئنم که تو شاگرد اول کلاس کاریکاتورتون هستی!" نبودم و از حرفش خنده ام گرفت. فکر کردم لابد توی گروه کاریکاتور ویکس هم٬ بچه ها یه همچین توهمی در موردم دارند٬ که مثلا در دانشگاه دانشجوی خوبی هستم٬ که نبودم. اون موقع هم دلم خوش بود که دارم هر دو کار را همزمان انجام می دم.

حالا چند وقتیه فقط همین یه کار رو انجام می دم و هر چند خوب یا معمولی هم حتی نیستم ولی از خودم راضیم (با اغماض).

قبل از دیر شدن

می گه حالا که به عقب نگاه می کنم همه مشکلات خیلی کوچیکند.

می شنوه الهی غصه از دلت بره ولی... این غصه نگاهت رابه زندگی عوض کرده. قشنگتر و پخته تر می اندیشی.

                                                         ***

چند روزیه دعام اینه که قبل از اینکه دیر بشه مستقیم بشم. مثل درخت که اگه یه وقتی به سمت زمین سر خم کنه دیگه هر چی هم رشد کنه قد نمی کشه.

 اونوقت باید یه جوری راستش کرد٬ با چوب زدن زیر ساقه اش یا بستنش با طناب یا هزار تا ترفند دیگه! که همه اینا واسه درخت درد داره لابد!

قبل از دیر شدن ... ما معمولا تا دردمون نگیره کجی رو نمی فهمیم. تازه خیلی وقتها اون وقت هم علت را نمی بینیم.

قبل از دیر شدن ... گاهی حتی تا بعد از مرگ فرصت صاف شدن دست نمی دهد!!!