شفا
اگه قرار باشه سه تا از کارهای مورد علاقه ام را نام ببرم حتما یکیشون خواندن است و اگه قرار باشه سه تا از کتابهای مورد علاقه ام را نام ببرم حتما یکیشون "شفای زندگی" است.که نویسندهاش "لوییز هی"است. کتابی که کمک می کند تا خودمان را در ابعاد مختلف شفا دهیم. روابط بیمار٬ وضع مالی بیمار٬وضع پیشرفت بیمار٬ وضع شغلی بیمار و در نهایت بدن بیمار.
درواقع این کتاب به من نشان داده که چه طور یک ناهنجاری و یک اشکال در ذهن و روحم برایم یک بیماری جسمی به بار می آورد. در واقع از وقتی کتاب را خواندهام هر وقت سرم درد میگیرد، پوستم میخارد یا سرفهام میگیرد میدانم که چیزی درذهنم باعث آزار جسمم شده است. مثلا من همیشه یک حساسیت پوستی داشتم که باعث خارش میشد. بعد از خواندن این کتاب متوجه شدم مشکلم در رویا پردازی یا خیال بافی است، من عادت ذهنی خیال بافی را کنار گذاشتم و... با کمال ناباوری این خارش بعد از 17 سال تمام شد!!! شما هم کتاب را امتحان کنید. لازم نیست اول صبرکنیم سرطان بگیریم و بعد برویم سراغ اصلاح تفکراتمان. میتوانید یک خونریزی لثه یا حساسیت به یک ماده غذایی رادر خودان شفا دهید و به خودتان افتخار کنید.
وقتی این کتاب را میخوانم دلم میخواهد همه مردم آن را بخوانند.
"در لایناهی حیات -آنجا که ساکنم- هر چند زندگی همواره دگرگون میگردد، همه چیز عالی و کامل وتمام عیار است.
نه آغازی هست و نه پایانی، آنچه هست تنها چرخش و واچرخش جوهر و تجربهها است.
زندگی هرگز مانده و ایستا و کهنه نیست. زیرا هر لحظه همواره سرشار از طراوت و تازگی است.
من با قدرتی که مرا آفرید یگانهام، و این قدرت این اقتدار را به من داده است که شرایط خود را بیافرینم.
من از این آگاهی شادمانم که قدرت ذهنم در اختیار من است و هر گونه که میخواهم به کارش میبرم.
آنگاه که از گذشته دور میشویم هر لحظه زندگی نقطه آغازی است.
اینک، این لحظه، اکنون و اینجا، بای من نقطه آغازی است.
در جهانم همه چیز نیکوست."