برف
۱-دلم برف می خواد... برف
" و هر دانه برفی به اشکی نریخته می ماند."
۲-این روزها یاد روزهای امتحان میافتم. تا نصف شب درس خوندن. صب با صدای زنگ ساعت بیدار شدن و در حال چرت زدن مرور کردن. تا وقتی استاد ورقه رو بهت می ده خرخونی کردن. سرهم کردن همه اطلاعات(مربوط و نامربوط) روی ورق امتحانی... خلا تمام شدن امتحان ٬ نفس راحت٬ استرس نمره
۳-هر چند من حاضر بودم همه ترم امتحان بدم ولی هرگز سر کلاس ننشینم.ولی..
۴- خدایا هزار بار ممنون که دیگه محصل نیستم.
+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم خرداد ۱۳۸۹ ساعت 12:39 توسط مرضیه الهی نیا
|